خرید بک لینک

بابا...

پشتم به تو گرم است،نميدانم اگر تو نبودي زبانم چطور ميپرخيد که صدايت نکنم!راستش را بخواهي گاهي حتي با تو کاري ندارم اما براي دل خودم صدايت ميزنم، بابا...آنقدر با دستهايت انس گرفته ام که گاهي دلم لک ميزند دستانم را بگيري...هر بار دستانم را ميگيري خيالم راحت ميشود ميدانم که هوايم را داري و من ميان ازدحام غريبي گم نميشوم و تو دستانم را محکم گرفته اي بابا...



برچسب: نویسنده: مهراد حکیمی تاريخ: جمعه 24 مهر 1405 ساعت: 16:10

صفحه بندی