خرید بک لینک

طبق معمول مامان، بابا رو صدا زد که بياد در شيشه سس رو باز کنه اما بابا بعد از کلي کلنجار رفتن موفق نشد که در شيشه سس رو باز کنه، مادرم منو صدا زد و من خيلي راحت در شيشه رو باز کردم  و به بابام گفتم؛ اينم کاري داشت.


پدرم لبخندي زد و گفت: يادته وقتي بچه بودي و مادرت منو صدا ميزد تو زودتر از من مي اومدي و کلي زور ميزدي تا در شيشه رو باز کني؟؟!!يادته نميتونستي؟؟!!يادته من يکم در شيشه رو شل ميکردم برات تا بازش کني و غرورت نشکنه؟؟!!!


اشک توي چشمام جمع شد و نتونستم چيزي بگم فقط بابامو بغل کردم...

برچسب: m,0,meaning,,l,com,mm,i,ok meme,k, نویسنده: مهراد حکیمی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 21:34

صفحه بندی